۲۳ دی ۱۳۹۲

ﻧﻤﻮﻧﻪ ﺳﺌﻮﺍﻝ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﺱ ﻫﻨﺮ ﻭ ﺗﻤﺪﻥ ( امتحان به صورت جزوه باز برگذار می گردد):

1. رابطه سوژه - ابژه چه تاثیری بر ملاحظات زیبایی شناسانه دارد؟
2. آیا به گمان شما ملاحظات و پژوهش های زیبایی شناسانه دستاوردی به همراه داشته است یا خیر؟ استدلال کنید.
3. در دوران باشکوه هنر یونان باستان اثری از زیبایی شناسی به معنای امروزی آن نمی بینیم. چرا؟
4. ملاحظات زیباشناسانه متاثر از کدام مفاهیم در فلسفه افلاطون و فلسفه ارسطو دچار محدودیت گردیدند؟ این محدودیت ها چیستند؟
5. از نظر افلاطون زیبایی به چه معناست؟
6. نسبت میان تخنه (Techne) وهنر چیست؟
7. محاکات در هنر نزد افلاطون به چه معناست؟
8. نظریه آینه داری نزد افلاطون به چه معناست؟
9. جایگاه هنرمند در سلسله مراتب فراآوری در چه مرتبه ایی قرار دارد؟
10. نقش زیبایی در تجلی ذاتی ماهوی وجود چیست؟
11. نسبت حقیقت با زیبایی در فلسفه افلاطون چیست؟
12. افلاطون و ارسطو به کدام یک از مفاهیم هنر و زیبایی توجه بیشتری داشتند؟
13. تعریف ارسطو از هنر چیست؟
14. خلاقیت در هنر از نظر ارسطو چرا مهم است؟
15. هنر از نظر ارسطو با علم چه تفاوتی دارد؟
16. محاکات نزد ارسطو به چه معناست؟
17. کاتارسیس نزد ارسطو به چه معناست؟
18. نیت هنرمند یا تاثیر آثار او، کدامیک از نظر ارسطو مهم تر است؟
19. خود بنیادی هنر نزد ارسطو به چه معناست؟
20. آیا ارسطو در تعریف زیبایی همچون افلاطون به مفهوم حقیقت نیز اشارتی دارد یا خیر؟
21. زیبایی از نظر ارسطو چیست؟
22. آیا زیبایی به گمان ارسطو خصلتی نفسانی است؟
23. احکام ذوقی نزد کانت چگونه احکامیند؟
24. نقد قوه حکم کدام عوالم را به گمان کانت به یکدیگر پیوند می دهد؟
25. احکام ذوقی سوبژکتیوند یا ابژکتیو؟
26. حکم ذوق مبین کدام است: احساس یا شناسایی مفهومی؟
27. حکم زیباشناختی در باب چیست: احساسات شخصی یا شی زیبا؟
28. در احکام ذوقی نزد کانت تمثل را با رضایت بدون سود چه نسبتی است؟
29. آیا احکام ذوقی را بوسیله عقل می توان تایید نمود؟
30. آیا ابژه های هنری نزد کانت غایتمندند؟
31. احکام ذوق چگونه می توانند ادعای کلیت و ضرورت نمایند، و این کلیت و ضرورت چگونه قابل توجیه است؟
32. تفسیر هایدگر از مفهوم "ناسود مندی" هنر نزد کانت چیست؟
33. نقد هایدگر بر تفسیر شوپنهاور از مفهوم "ناسودمندی" هنر چیست؟
34. احکام ذوقی نزد کانت به چه معنا احکامی تاملی اند؟
35. آیا کانت میان احکام ذوقی در باب طبیعت و احکام ذوقی در خصوص آثار هنری تفاوتی ماهوی قائل می گردد؟
36. آیا امر زیبا از نظر کانت به لحاظ مفهومی قابل درک است؟
37. آیا به گمان کانت معنای اثر هنری جز از طریق اثر هنری قابل درک است؟
38. به گمان کانت قواعد در هنرهای زیبا چه نقشی دارند؟
39. به نظر شما تلاش فیلسوفان هنر برای تعریف هنر تا چه اندازه وافی به مقصود بوده است؟
40. نظریه "نهادی" در هنر را توضیح دهید.
41. آیا آثار موسیقایی واجد معنای صریح و معینند؟
42. آیا موسیقی نوعی زبان است؟
43. یک اثر موسیقایی به مثابه یک موجود در کجا وجود دارد؟ در ذهن هنرمند، در متن نت ها، به هنگام اجرا، آنگاه که شنیده می شود. در این باب استدلال کنید.
44. از اجراهای متعدد یک اثر موسیقایی کدامیک اصل و کدامیک فرعی اند؟
45. یک اثر موسیقایی به مثابه یک اثر هنری با یک تابلوی نقاشی چه تفاوت ها و چه تشابهاتی دارد؟
46. آیا به نظر شما اشیاء حاضر آماده را می توان به عنوان یک اثر هنری پذیرفت؟
47. آیا فی الواقع میان آثار هنری به اصطلاح مبتذل و آثار فاخر تفاوتی است؟ در این باب بحث کنید.
 

۲۱ شهریور ۱۳۸۹

«طرح بزرگ»


استیفن هاوکینگ Stephen Hawking و لیونارد ملودینا Leonard Mlodinow دو فیزیکدانان برجسته معاصر در جدیدترین کتاب خود با عنوان «طرح بزرگ» (The Grand Design) چنین استدلال می‌کنند که برای توضیح چگونگی پیدایش جهان (آغاز جهان،بنیان و یا سرچشمه آن) به وجود موجودی اعلاء یعنی «خدا» یا موجودی از این دست نیازی نیست و قوانین فیزیک برای چنین مقصودی کافی‌ست. هاوکینگ می‌گوید از آنجائیکه قانونی به نام قانون جاذبه وجود دارد جهان می‌تواند خود را از هیچ بوجود آورد. خلق خود به خود دلیل آن است که چرا موجودات هستند به جای آنکه نباشند، چرا جهان هست، و چرا ما هستیم. جهان ما یکی از بی‌شمار جهان‌های ممکن است. تنها اندکی از این جهان ها امکان حیات را فراهم می‌آورند و البته جهان ما یکی از همین جهان‌هاست. قوانین طبیعت که مسئول وجود اشکال حیات هستند در این جهان‌ها بر اساس شانس و تصادف صرف پدید آمده‌اند.
هیچگاه فیزیک و فلسفه تا به این حد به یکدیگر نزدیک نشده‌اند. اکنون فیزیک خود را متولی پاسخ به این پرسش بنیادین فلسفه می‌داند که «چرا موجودات هستند به جای آنکه نباشند؟». و این که چگونه «هیچ می‌هیچد» و جهانی از آن متولد می‌گردد. و حیات بر مبنای تصادف صرف پدید می‌آید. و اکنون ما هستیم. با چنین پیشینه‌ای. ما و «سبکی تحمل‌ناپذیر هستی».

۰۹ تیر ۱۳۸۹

نمونه سئوالات امتحانی درس «هنر در تمدن اسلامی»

1-از نظرگاه شما هنر اسلامی چیست و چه ویژه گی های دارد؟

2- سهم ایرانیان در شکل گیری، تکامل و تداوم هنر اسلامی چیست؟

3- هندسه در جهان اسلام بویژه در هنر اسلامی از اهمیتی والا برخوردار است .دلایل این اهمیت چیست؟

4- نقش قرآن کریم در تکوین هنر خوش نویسی و نیز هنر تذهیب و توسعه این دو چه بوده است؟

5- واژه هنر را در فرهنگ، زبان و تمدن اسلامی ریشه یابی کرده نسبت آن را با فضیلت شرح دهید.

6-درک و تلقی حکمای اسلامی از نظریه فیثاغورثی محاکات در باب موسیقی چیست؟ مولانا در این خصوص چه نظری دارد؟

7- درک و تلقی شما از هنر قدسی چیست؟

8-نظریه میمسیس یا محاکات را شرح دهید.

9- نظریه پوئسیس یا ابداع را شرح دهید.

10-از منظر تفکر اسلامی زیبایی و هنر چه نسبتی با یکدیگر دارند؟

۲۸ خرداد ۱۳۸۸

فلسفه سیاسی تائویستی

آنچه در پی می‌آید گزیده‌ایست از اشعار تائو‌ت‌چینگ از کتاب طریقت :«راهنمای هنر زندگی و خرد ناب» و تا اندازه‌ایی نشان می‌دهد که یک حاکم فرزانه چگونه حاکمی است و کشوری که در هماهنگی با تائو اداره می‌شود چه ویژه‌گی‌هایی دارد:

«وقتی کشوری در هماهنگی با تائو‌است،

کارخانه‌های آن ماشین‌های باربری و کشاورزی می‌سازند.

وقتی کشوری راه خلاف تائو می‌پوید،

ابزار و ادوات جنگی در حومه شهر‌ها انبار می‌شوند.

توهمی بالاتر از ترس وجود ندارد

و اشتباهی بزرگتر از آماده شدن برای دفاع از خود...[46]

وقتی ثروتمندان در رفاه‌اند،

در حالی که کشاورزان زمین‌های خود را از دست می‌دهند؛

وقتی دولتمردان بودجه‌های گزاف

صرف سازوکارهای نظامی می‌کنند؛

وقتی طبقه بالا مصرف‌گرا و بی‌مسئولیت است

و وقتی فقرا جایی برای تظلم‌‌خواهی از این نابسامانی ندارند؛

اوضاع از هماهنگی با تائو به در‌آمده است....[53]

اگر می‌خواهی رهبری بزرگ باشی،

باید یاد بگیری چگونه از تائو پیروی کنی.

تلاش برای تسلط را متوقف کن..[57].

هرچه ممنوعیت‌ها بیشتر باشند،

پاکدامنی و تقوا در جامعه کمتر خواهد بود.

هرچه ابزار نظامی بیشتری انبار کنید،

کمتر در امنیت خواهید بود...[57]

اگر کشوری با شکیبایی اداره شود،

آرامش و شرافت بر آن حکمفرما می‌شود.

اگر کشوری با سرکوب اداره شود،

اندوه و نیرنگ بر آن حکمفرما می‌شود.

وقتی میل به قدرت در راس امور است،

هرچه ایده‌آل‌ها والاتر باشند، نتیجه اندک‌تر است...[58]

فرزانه...در تحمیل خواسته‌های خود تلاش نمی‌کند...[58]

اداره کشوری بزرگ

چون سرخ کردن ماهی‌ای کوچک است؛

با دستکاری بیش از حد، به حتم کار را خراب می‌کنی.

کشورت را در تائو متمرکز کن...[60]

وقتی کشوری قدرت به دست می‌آورد

همانند دریا می‌شود؛

همه جریان‌ها به سوی آن سرازیر می‌شود.

هرچه قدرت این کشور بیشتر شود،

بیشتر نیازمند تواضع و فروتنی است.

فروتنی یعنی اعتماد به تائو

و از میان رفتن نیاز به دفاع از خود....[61]

حکومتی که در تائو متمرکز است

ملت خود را تغذیه می‌کند

و در امور دیگران دخالت نمی‌کند....[61]

بهترین رهبر پیرو خواست مردم است..[68]

اگر می‌خواهید مردم را رهبری کنید،

یاد بگیرید چگونه از آن‌ها پیروی کنید...[66]

وقتی دیگر به خود اعتماد نداری

به قدرت دل می‌بندی...[72]

وقتی مالیات‌ها زیادند،

مردم گرسنه می‌مانند.

وقتی حکومت متخلف است،

مردم روحیه خود را از دست می‌دهند،

به سود مردم عمل کنید.

به آنها اعتماد کنید و آنها را تنها بگذارید.[75]

...پس هر‌که سخت و خشک است

مرگش نزدیک شده

و هر‌که نرم و انعطاف‌پذیر

سرشار از زندگی است.

سخت و خشک می‌شکند.

نرم و انعطاف‌پذیر باقی می‌ماند...[76]

...آنان که سعی در تسلط دارند

و برای حفظ قدرت از زور استفاده می‌کنند

و خلاف جهت تائو حرکت می‌کنند،

از کسانی که چیزی ندارند می‌گیرند

و به کسانی که بیش از اندازه دارند، می‌دهند...[77]

اگر کشوری خردمندانه اداره شود،

ساکنانش خوشنود خواهند بود،

از دسترنج‌شان لذت می‌‌برند

و از آن‌جایی که خانه‌هایشان را دوست می‌دارند

علاقه به سفر را از دست می‌دهند.

ممکن است در این کشور چند وسیله نقلیه و قایق وجود داشته باشد

ولی کسی از آن‌ها استفاده نمی‌کند.

مردم از خوراکشان لذت می‌برند

و از زندگی با خانواده‌‌هایشان شادند،تعطیلات را در باغچه‌هایشان سپری می‌کنند

و از کمک به همسایگان خوشنود می‌شوند.

حتی اگر کشور همسایه به قدری به آن‌ها نزدیک باشد که

صدای خروس‌ها یا پارس سگ‌هایشان را به سادگی بشنوند،

از این که بدون سفر کردن به کشور همسایه در سن پیری بمیرند،

راضی‌‌اند. [80]

تائو بی‌اصرار و پافشاری، قوت می‌بخشد.

...فرزانه با رها کردن میل به تسلط، رهبری می‌کند...[81]

هنگامی که فرزانه حکومت می‌کند،

مردم به ندرت متوجه وجودش می‌شوند.

پس از فرزانه بهترین حاکم، رهبری‌است که دوستش دارند.

پس از او فرمانروایی که از او می‌ترسند

و بدترین، کسی است که او را خوار می‌شمارند...[17]

وقتی تائو فراموش می‌شود،

خوبی و زهد پدیدار می‌شود...[18]

وقتی کشور دچار آشوب می‌شود،

میهن‌پرستی رونق می‌گیرد...[18]

تقدس و خرد را فراموش کنید

و مردم هزار بار شادتر خواهند بود.

عدل و اخلاقیات را فراموش کنید

و مردم تنها آن‌چه درست است را انجام می‌دهند.

سود و صنعت را فراموش کنید

و دیگر دزدی وجود نخواهد داشت...[19]

هرکه در حکومت بر مردم به تائو اعتماد کند

سعی در تحمیل چیزی نخواهد داشت.

چنین کسی تلاش نمی‌کند دشمنان را با نیروی نظامی شکست دهد.

هر عملی عکس‌العملی دارد.

خشونت حتی با نیت خوب

همیشه به کننده‌اش باز می‌گردد...[30]

ابزار نظامی، ابزار خشونت است.

فرزانه از خشونت پرهیز می‌کند.

ابزار نظامی ابزار ترس است؛

فرزانه هرگز آن را به کار نمی‌برد...[31]

دشمنان او دیوها نیستند،

بلکه انسان‌هایی هستند همانند او.

او در آرزوی نابود شدن آنها نیست

و هنگام پیروزی جشن نمی‌گیرد.

او چگونه می‌تواند هنگام پیروزی

و کشتن انسان‌ها به جشن و شادی بپردازد؟...[30]

فرزانه تلاش نمی‌کند قدرتمند شود،

بنابراین قدرتمند حقیقی است...[38]

اخلاق‌گرا عمل می‌کند

و هنگامی که کاری از پیش نمی‌برد

آستین بالا می‌زند و از زور استفاده می‌کند،

وقتی تائو گم می‌شود،خوبی پدیدار می‌شود.

وقتی خوبی گم می‌شود، اخلاقیات پدید می‌آیند.

وقتی اخلاقیات گم می‌شود، آداب و رسوم جایگزین می‌شود.

آداب و رسوم مختلف پوسته ایمان است

و شروع آشوب و بی‌نظمی...[38]

کلام حقیقت عاری از آراستگی

و کلام آراسته از حقیقت خالی‌است.»[81]